دلم براي کسي تنگ است که دل تنگ است…
دلم براي کسي تنگ است که طلوع عشق را به قلب من هديه مي دهد …
بسيار می ترسم.. که عشق به عادت تبديل شود. بسيار می ترسم.. که اين روياها بسوزد و لحظه ها منفجر گردد. بسيار می ترسم.. که شعر پايان پذيرد و تمايلات ، خفه شود. بسيار می ترسم.. که ماه نباشد که ديگر ابری در آسمان نماند که باران نبارد که درختان جنگل ها باقی نمانند پس ..خواهش می کنم مرا در ميان کلمات بکاری ...
خودت گفتی بام من میمونی
با من بمان و هیچگاه از کنارم نرو
...تو باشی من نفس میگیرم ، تو باشی من جانی تازه میگیرم...
با من باش ، تا آخرین نفس ، تا لحظه ای که جان دارم عزیزم...
ای تمام هستی ام تو تمام زندگی منی ، با من بمان و زندگی را از من نگیر!
مگر به جز تو چه کسی در این دنیا دارم ؟
تو تنها کسی هستی که دیوانه وار دوستش دارم ، تو تنها کسی هستی که همدم شب
و روزم و رفیق لحظه های زندگی ام است ...
ای همدم شب و روزم با رفتنت شبهایم را بی مهتاب و روزهایم را مثل شبهایم نکن !
ای رفیق لحظه های زندگی ام ، این لحظه های زیبای با تو بودن را از من نگیر !
همه دلخوشی ام تویی ، بهترین لحظه زندگی ام آن لحظه است که در کنار تو هستم و
در آن چشمهای زیبایت نگاه میکنم و آرام با صدای آهسته میگویم که دوستت دارم
عزیزم...
بمان که با ماندنت در کنارم یک دنیا خوشبختی را به من هدیه میدهی !
ای زیباترین زیبایی ها ، ای مظهر خوبی ها ، ای تو لایق بهترین ها با منی که بدجور
دیوانه آن قلب مهربانت هستم بمان و با رفتنت زندگی را به کامم تلخ نکن !
با رفتنت من نیز از این دنیا خواهم رفت ، گفته بودم که این دنیا را بدون تو نمیخواهم!
از تمام دار این دنیا تنها تو را دارم و تنها تو را میخواهم !
تویی که قلبم را از عشق و محبت خودت جان دادی ، و به منی که خسته از تنهایی ها
بودم نفس دادی!
با من بمان ، تا آخرش ! آخرش همان لحظه ای است که می فهمی تنها تو را
میخواستم!
آخرش همان روزیست که خواهی فهمید چقدر تو را دوست داشته ام !
آخرش همان لحظه ای است که خواهی فهمید از عشقت مرده ام....
آری از عشقت مرده ام....
پس تا لحظه ای که از عشق تو نمرده ام با من بمان عزیزم..

دلم براي کسي تنگ است ه با زيبايي کلا مش مرا در عشقش غرق مي کند…
دلم براي کسي تنگ است که تنم آغوشش را مي طلبد …
دلم براي کسي تنگ است که دستانم دستان پر مهرش را مي طلبد…
دلم براي کسي تنگ است که سرم شانه هايش را آرزو دارد…
دلم براي کسي تنگ است که گوشهايم شنيدن صدايش را حسرت مي کشد …
دلم براي کسي تنگ است که چشمانم ، چشمانش را مي طلبد …
دلم براي کسي تنگ است که مشامم به دنبال عطر تن اوست…
دلم براي کسي تنگ است که اشکهايم را ديده…
دلم براي کسي تنگ است که تنهاييم را چشيده…
دلم براي کسي تنگ است که سرنوشتش همانند من است…
دلم براي کسي تنگ است که دلش همانند دل من است…
دلم براي کسي تنگ است که تنهاييش تنهايي من است…
دلم براي کسي تنگ است که مرهم زخمهاي کهنه است…
دلم براي کسي تنگ است که محرم اسرار است…
دلم براي کسي تنگ است که راهنماي زندگيست…
دلم براي کسي تنگ است که قلب من براي داشتنش عمرها صبر مي کند…
دلم براي کسي تنگ است که دوست نام اوست…
دلم براي کسي تنگ است که دوستيش بدون (( تا )) است…
دلم براي کسي تنگ است که دل تنگ دل تنگي هايم است
......... ........................... .................................... .......................
ده ثانیه اخر.............
ده ثانيه تا ا نتها ، پا يا ني بي سر و صدا. بي خبر ا ز هر شب و روز ، من و يه شمع نيمه سوز
يکي گذشت از ثانيه ، 9 تاي ديگه باقيه . اي کاش تو لحظه اي که رفت ، ميد يد مش 1 بار ديگه
اون دور بود و تو حسرتش ، ثانيه ها که ميگذشت. اي کاش تو اين 1 ثانيه ، بي بودنش نمي گذشت
ساعت ميگه 2 ثا نيه ، 8 تاي ديگه باقيه . يه عمر نشستم منتظر ، کي ميگه ا ينا بازيه
فقير بودن جرم منه ، عاشق بودن تنها گناه . يه عمري چشم به در بودم ، اين آخرها هم چشم به راه
ساعت بازم بهم ميگه ، 3 ثانيه رفته ديگه . خبر داري چه زود گذشت
مونده فقط 7 ثانيه . هي با خودم گفتم ميا د ، اميد تو ندي به باد
داد ميزنم پس کي مياي ، کسي جوابمو ندا د ، ازم فقط اين باقيه . ثانيه پشت سر هم
رفتن تا شش و هفت و هشت . لحظه تو گوشام داد ميزد ، 8 ثانيه ازت گذشت
من موندمو 2 ثانيه ، ا زم فقط اين با قيه .من وز نشستم منتظر
چشم اميدم ساقيه . آي اي باد سحر ، واسش ببر تو اين خبر . بگو که من تا آخرين
خيره بودن چشمام به د ر
ثانيه نهم که رفت ، مونده فقط 1 ثانيه
سرت سلامت نازنين ، از من يه لحظه باقيه . قسمت نشد ببينمت ، شا يد که لايق نبو دم
منتظرت موندم ، يه وقت نگي که عاشق نبودم
ثا نيه ي 10 گل ياس ، را حت شدم ديگه خلاص . آزاد شدم بيام پيشت ، بي واهمه بي چرا
قشنگ ترين ثانيه ها ، اين 10 تا بود که زود گذشت
